تبلیغات
لژیون سیدحسین حسینی - گفت و گو با مسافر محمد

گفت و گو با مسافر محمد

پنجشنبه 6 اسفند 1394 03:36 ب.ظنویسنده : همسفرمنیره کبودانیان

 

لطفاً خودتان را معرفی نمایید.

محمد سلیمی هستم 52 ساله، آنتی ایکس: قرص، مدت سفراول:13 ماه 24 روز، روش درمان dst با داروی ot، راهنما: آقای سید حسین حسینی، رشته ورزشی: والیبال و بسکتبال، مدت رهایی:5 ماه

آقای سلیمی سالهای جوانی شما متفاوت با امروز بوده است، کنجکاو هستم درباره شروع مصرف شما بدانم؟

البته در آن سالها جو و شرایط کشور به گونه ای دیگر بود، من نیز ابتدا با مصرف مشروب آغاز کردم ، اولین باری که تریاک مصرف کردم در جمع دوستانه ای بود و جنبه تفریح برای من داشت اما غافل از اینکه وارد دوران نامزدی اعتیاد شده بودم .

این دوران برای شما چقدر طول کشید؟

می توانم بگویم حدود 10 الی 15 سال زمان برد تا اینکه سال 1377 من باید برای گرفتن جوازکسب آزمایش عدم اعتیاد می دادم و برای مدتی مصرف را قطع کردم و همان زمان متوجه شدم که دچار اعتیاد شده ام، من خمار بودم و باید مصرف می کردم و این آغاز دوران مصرف حرفه ای من بود.

تلاشی برای قطع مصرف هم داشتید؟

بله اما این تلاش منجر به تغییر مصرف من از تریاک به قرص شد، من برای قطع مصرف دست به دامان قرص شدم اما از چاله به چاه افتادم و قرص جایگزین تریاک من شد. این تغییر الگوی مصرف خیلی از پارامترها را در زندگی من دچار دگرگونی کرد. دچار وضعیت اسفباری شده بودم و حتی نصف روز را نمی توانستم بدون مصرف قرص بگذرانم.

زمانی که همسر محترم شما با موضوع اعتیاد شما مواجه شد چه عکس العملی نشان دادند؟

بارها سر این موضوع بحث داشتیم اما موضع من انکار بود ولی ایشان همه چیز را به خوبی می دانست و اشراف کامل بر روی من داشت تا اینکه با کنگره آشنا شدیم.

چطور با کنگره آشنا شدید؟

شوهر خواهر من (آقای جاهد) قبل از من در کنگره حضور داشتند و در حال سفر بودند، ایشان کمک بسیار زیادی در ابتدای امر به من کردند و زمینه ساز حضور من بودند.

حضورتان در کنگره و شروع سفر چه تغییراتی در شما ایجاد کرد؟

تحول عظیمی را درک کردم، نمی خواهم با کلمات بازی کنم اما بند بند وجودم در حال تغییر بود و من این تغییرات را با تمام وجودم حس می کردم، لحظات دشواری را با آموزش های کنگره و رهنمود های آقای حسینی طی می کردم تا اینکه مصرف قرص هایم به صفر رسید و سفرم با داروی ot آغاز شد و حال و روز متفاوتی را تجربه کردم.

از روز رهایی و لحظه گرفتن گل از دستان جناب مهندس برای ما بگویید.

روز رهایی یکی از عجیب ترین روزهای زندگی ام بود که دیگر تکرار نمی شود و برای من ماندگار خواهد ماند، یک روز ویژه با حسی ویژه...

نقش همسفرتان در درمان و رهایی شما بسیار پر رنگ باید باشد؟

موضوع خوبی را پیش کشیدید باید بگویم اگر همسفر من همراه و هم پای من نبود من به رهایی نمی‌رسیدم، در بسیاری از زمان‌ها حمایت‌های ایشان راه را برایم هموار می‌کرد و من باید همیشه قدردان فداکاری‌هایشان باشم.

چه پیامی برای دوستان سفر اولی دارید؟

زمانی که هدف خاصی را دنبال می‌کنیم، مسائلی سر راه ما قرار می‌گیرد که نقش مانع را بازی می‌کنند اما با صبر نقطه تحمل به وجود می‌آید و به‌مرور راه نمایان می‌گردد.

و کلام آخر شما...

از جناب مهندس دژاکام و خانواده محترم ایشان کمال قدردانی رادارم، از جناب آقای حسینی راهنمای عزیزم نیز سپاس گذرام و من مثلثی برای خودم ترسیم کرده‌ام بنام شکر شکر شکر...


برچسب ها: گفت و گو ، درمان اعتیاد ، رهایی ،
آخرین ویرایش: - -

 
سه شنبه 17 مرداد 1396 10:25 ق.ظ
Very great post. I just stumbled upon your weblog and wanted to say
that I have truly loved browsing your blog posts. After all I'll
be subscribing to your feed and I am hoping
you write once more very soon!
شنبه 14 مرداد 1396 12:17 ب.ظ
I'm curious to find out what blog platform you happen to be utilizing?
I'm having some minor security problems with my latest website and I would like to
find something more safeguarded. Do you have any recommendations?
سه شنبه 22 فروردین 1396 05:26 ق.ظ
Awesome post.
دوشنبه 21 فروردین 1396 12:32 ب.ظ
It's appropriate time to make a few plans for the long run and it's time to be happy.
I have read this put up and if I may I want to suggest you few fascinating things
or suggestions. Maybe you can write next articles referring to this
article. I desire to read even more issues about it!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر