تبلیغات
لژیون سیدحسین حسینی - دستور جلسه لژیون-بازی پازل

دستور جلسه لژیون-بازی پازل

دوشنبه 12 بهمن 1394 04:50 ب.ظنویسنده : همسفرمنیره کبودانیان

 

همه با بازی پازل آشنایی دارند.پازل یک وسیله بازی است که قطعات آن تکه‌تکه است که باید آن قطعات به آرامی سر جای خودش قرار گیرد و در نهایت یک شکلی پدید آید.قطعات را باید از روی شواهد مثلاً از روی رنگ یا شکل آن تعیین کنیم تا شکل کامل شود.انسان‌ها هم این‌گونه هستند ،قطعات پراکنده مانند افکار ماست.کل زندگی ما هم یک پازل است و ما بازیگر آن هستیم و ما با توجه به ظرفیت‌هایمان نقش‌های مختلفی گرفته‌ایم.زندگی ما از یک دیدگاه خیلی جدی است و از یک دیدگاه جدی نیست ،یعنی هم سخت است و هم سهل ،هم پیچیده است و هم ساده.زمانی که ما به پشت سر خود نگاه می‌کنیم ،می‌بینیم که گذشته ما یک بازی بوده ،اما یک بازی کاملاً جدی که اگر در این بازی خوب عمل نکنیم زندگی‌مان سیاه می‌شود.

ما برای هر نقطه از زندگی‌مان باید تفکر کنیم و نقاط کور را مورد بررسی قرار دهیم.ما باید در مواجه با مشکلات صبور باشیم ،نمی‌توانیم یک قطعه پازل را زوری در جایش بگذاریم یا گوشه‌ای از آن را ببریم تا سر جایش قرار گیرد.باید با صبر مسئله را حل کنیم.موضوعات مانند نت های موسیقی پشت سر هم قرار می‌گیرند.ما باید تلاش خودمان را بکنیم ،آن چیزی که آخرین قسمت بازی پازل را کامل می‌کند ،فرمان است ،اگر بخواهیم مؤمن باشیم باید خدا اذن آن را بدهد ،اگر مصیبتی به ما وارد شود خدا باید اذن دهد ،تمام زندگی ما این‌گونه است. اگر بخواهیم از ظلمت خارج شویم خدا باید اذنش را بدهد.گاهی شخص باید در تاریکی باشد ،باید به‌هم‌ریخته باشد و در شکنجه و عذاب زندگی کند و اگر بخواهد از آن وضعیت نجات پیدا کند باید اذن آن برسد.به یک مسافر نباید زیاد فشار آورد باید اذنش برسد تا کنده شود.تشکیلات خداوند و هستی بسیار حساب شده است و برای گذاشتن آخرین قطعه باید اذن آن برسد زیرا ما گذشته و آینده را نمی‌دانیم و فقط صفحه اول در دسترس ماست و مابقی صفحات را نمی‌دانیم ولی ما باید تلاش و کوشش خود را بکنیم ،ولی نتیجه در طول زمان به دست می‌آید ،مانند یک نوزاد که در شکم مادرش است و او تلاش می‌کند که نوزاد را سالم به دنیا بیاورد ،ولی گذشت زمان مشخص می‌کند که بچه سالم است یا ناقص.زمانی که یک جوانه از زمین خارج می‌شود ،باید تبدیلات آن انجام شود. اصولاً در سیر تکامل ،تغییر و تبدیل و ترخیص وجود دارد که تبدیل در طول زمان انجام می‌شود ،مثلاً در یک نوزاد سلول‌ها آرام‌آرام تغییر می‌کنند و تبدیل به یک انسان کامل می‌شود.

سفر هم به این ترتیب است ،به نظر این سفر بازی است اما تک‌تک صفحات کتاب به دست خود ما نگارش می‌شود ،گاهی سفر خود را خراب می‌کنیم یا صفحه را کثیف می‌کنیم.عده‌ای از همان اول صفحات خود را تمیز و درست می‌نویسند و بعضی‌ها صفحات خود را خراب می کنند ، باید صفحات را تمیز و درست بنویسیم تا در نهایت یک کتاب خوب داشته باشیم.در مطالب کتاب زندگی ،نویسنده و قهرمان آن خود ما هستیم ،این کتاب مانند قالی است که باید گره بافته شود.

سیستمهای ما دارای دو قسمت است ،1.فیزیولوژیک 2.فکر و اندیشه که هر دو قسمت باید به چرخه طبیعی خود بازگردانده شود زیرا آن‌ها در طی سال‌ها مصرف مواد مخدر از تعادل خارج‌شده‌اند.زمانی که سیستم های ما به حالت طبیعی برگردند ،حال ما دگرگون می‌شود ،موقعی بود که سیستم فیزیکی ما کارهای روزانه را به اجبار انجام می‌داد و یا توان نداشت و اصلاً نمی‌توانست کاری انجام دهد و باید مدام مواد مصرف می‌شد.اما الآن این سیستمها با شادی و قدرت کار می‌کنند.ما در زمان مصرف 2 یا 3 ساعت می‌توانستیم کار انجام دهیم اما الآن این میزان چند برابر شده است .سفر مانند چند توپ پشت سر هم است ،زمانی که اولین توپ را می‌زنیم توپ‌های دیگر هم به حرکت در می‌آیند ،زمانی که ما برای رهایی حرکت می‌کنیم انرژی ما در یک دایره شروع به حرکت می‌کند مانند چرخش ماه به دور کره زمین ،این انرژی حرکت می‌کند و سیستم های ما را بازسازی می‌کند و تمام آن‌ها به حالت طبیعی بازمی‌گردد.این همان بازی پازل است که ما سیستم خود را نگارش می‌دهیم.ما «کنگره» بازی را آماده می‌کنیم برای کسانی که می‌خواهند در مسابقه حیات شرکت کنند و برنده شوند.

ما باید خود را برای یک بازی سخت آماده کنیم ،اوضاع ما مانند یک دریای پر تلاطم است و در زندگی مشکلات و گرفتاری‌های زیادی وجود دارد.اشخاصی که فکر می‌کنند در این سفر فقط آن‌ها مشکل‌دارند و یا مشکل آن‌ها را دیگران ندارند ،سخت در اشتباه‌اند.این طرز تفکر باعث می‌شود که آن‌ها هیچ‌وقت به رهایی نرسند.همه ما به گونه‌های مختلف مشکل‌داریم.عده‌ای به خود می‌گویند که اگر فلانی مشکل ما را داشت نمی‌توانست به درمان برسد ،این‌ها افرادی هستند که خود را توجیه می‌کنند و سر خود را شیره می‌مالند.این تصور را نداشته باشید که راهنما مشکلات شما را نمی‌داند ،زمانی او هم این مشکلات را داشته و طی زمان توانسته آن‌ها را مرتفع کند.هر کسی که سفر خود را تمام می‌کند اولین در نوع خود است ،کتاب زیاد نوشته می‌شود ،ولی هر کتاب متعلق به یک نویسنده است.در طول سفر همان طور که مراحل را انجام می‌دهیم باید مراحل بعد را هم مدنظر داشته باشیم.موضوعاتی را که برای صفحه بعد نیاز داریم باید درست و بدون نقص باشد.ما در حال نوشتن یک صفحه هستیم که این صفحه مقدمه صفحه بعد است ،ما همیشه در حال نگارش هستیم ،اگر صفحاتمان را بد بنویسیم در آینده دچار مشکل می‌شویم.

ما در کنگره باید به عمل سالم معتقد باشیم نه عمل به ظاهر نیک.ما باید تابع عمل سالم باشیم ،کنگره محل کسب‌وکار نیست ،کسی حق ندارد به کسی پول بدهد یا چیزی برای کسی بخرد ،ما از نظر سیستم زندگی به کسی کمک نمی‌کنیم.زمانی که کسی بیمار می‌شود و به دکتر می رود ،دکتر او را درمان می‌کند نه اینکه برایش همسر پیدا کند ،دکتر مشکلات بیمارش را حل نمی‌کند بلکه فقط او را درمان می‌کند ،در کنگره هم به این صورت است ،اشخاص نباید به خانه همدیگر بروند و یا باهم بده بستان داشته باشند ،هیچ کس در کنگره نباید به دیگری کمک کند زیرا نمی‌توان هم درمان کرد و هم به او کمک کرد.کنگره فقط برای درمان است و شخص باید خودش مشکلاتش را حل کند.ما برای درمان باید همه توان خود را بگذاریم ،اگر ما این کار را انجام ندهیم صفحات کتاب بد نوشته می‌شود و این موضوع هم برای خود شخص و هم برای کنگره مشکل ایجاد می‌کند که این اشتباه به ضرر مسافران خواهد بود.

گاهی ما یک تصویر داریم و آن را با تصویر دیگری عوض می‌کنیم تا راه گریز داشته باشیم و کلک بزنیم ،آنچه با انسان آغاز می‌شود خلق است و اندام و بقا و حیاتش به عهده خودش است و این موضوع برای خود انسان از همه چیز مهم تر است.ما باید ارزش خود را بدانیم.زمانی که ما راه درست را دریافت و انجام دهیم در آخر به نتایج خوبی خواهیم رسید و انسان به مرحله‌ای می‌رسد که نور ایمان مانند امواج در او دمیده می‌شود.


برچسب ها: بازی پازل ، کنگره60 ،
آخرین ویرایش: دوشنبه 12 بهمن 1394 04:53 ب.ظ

 
سه شنبه 17 مرداد 1396 03:58 ق.ظ
Hello, everything is going sound here and ofcourse every one is sharing information, that's genuinely fine,
keep up writing.
جمعه 13 مرداد 1396 05:13 ب.ظ
Nice post. I learn something totally new and challenging on blogs I stumbleupon everyday.

It's always interesting to read through content from other writers and practice a little something from their web sites.
سه شنبه 10 مرداد 1396 05:51 ق.ظ
Greate post. Keep posting such kind of info on your page.
Im really impressed by it.
Hello there, You've performed a great job. I'll certainly digg it and in my view suggest to my friends.
I am confident they'll be benefited from this website.
دوشنبه 28 فروردین 1396 07:48 ب.ظ
You can definitely see your enthusiasm in the article you write.
The world hopes for even more passionate writers like you who aren't
afraid to say how they believe. Always go after your heart.
چهارشنبه 23 فروردین 1396 05:16 ب.ظ
There is definately a great deal to find out about this topic.
I love all the points you have made.
دوشنبه 21 فروردین 1396 08:08 ب.ظ
Hello friends, pleasant article and good urging commented here, I am in fact enjoying by these.
یکشنبه 13 فروردین 1396 05:22 ب.ظ
Hi there it's me, I am also visiting this site regularly,
this site is really good and the visitors are really sharing nice
thoughts.
شنبه 24 بهمن 1394 08:12 ب.ظ
سلام .امیدوارم که همه ما بتوانیم پاذل زندگیمان رابه زیبایی و مطابق با ان چه خالق هستی در نظر گرفته بچینیم.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر