تبلیغات
لژیون سیدحسین حسینی - نور...

نور...

دوشنبه 27 مهر 1394 11:29 ق.ظنویسنده : همسفرمنیره کبودانیان

 

سلام دوستان حسن هستم یک مسافر.

27 سال سن دارم و از زمانی که خودم را شناختم یک انسان افسرده و ناامید بودم و در یک خانواده پرجمعیت و ازلحاظ مالی متوسط زندگی می‌کنم که همین باعث می‌شد که خودم را از همان اول مسئول بدانم و در فکر این بودم که یک حرکت روبه‌جلو برای خانواده‌ام انجام بدهم و وضعیت را به‌کلی تغییر بدهم ولی هرچقدر که زمان می‌گذشت واقعیت‌های زندگی برایم آشکارترو زندگی بی‌رحم‌تر از آن چیزی می‌شد که تصورش را می‌کردم.

پس از مدتی همان پدر بی‌مسئولیتی که می‌شناختم دیگر کنار ما نبود و آن‌وقت فهمیدم که جای خالی‌اش را اصلاً نمی‌توانم در خانواده پرکنم. شرایط بسیار سخت شده بود؛ سه خواهر مجرد و دو برادر معتاد و یک مادر پیر در شرایط مالی بسیار بد و نبود شغلی مناسب. اصلاً من به چه دردی می‌خورم؟!

به دنبال یک‌راهی بودم تا وضعیت را تغییر بدهم، شغل‌های مختلفی را تجربه کردم و راه‌های مختلفی را رفتم و فهمیدم که هیچ کاری از دست من بر‌نمی‌آید. ضعیف‌تر از آن چیزی بودم که فکر می‌کردم، فقط یک‌لحظه از یاد بردن این‌همه اندوه برایم یک رویا بود. تا اینکه مسئله‌ای به ذهنم رسید؛

درگذشته که به علت بیماری آنفولانزا بستری بودم و پزشک برایم قرص ترامادول تجویز کرده بود جرقه‌ای به ذهنم زد که یک‌بار دیگر قرص مصرف کنم تا همه‌چیز را برای ساعاتی فراموش کنم و این شروع تخریب من بود. به علت اینکه غم‌ها و غصه‌هایم تمامی نداشت مصرفم نیز هرروز بیشتر و بیشتر می‌شد و بعد از چند سالی متوجه شدم که چه بلایی به سرخود آورده‌ام.

حالا موجودی شده بودم بدون ایمان و تمامی مفاهیم زندگی برایم بی‌معنا شده بود و حتی ایمان داشتن به خدا؛ تصورم مانند فریبی بود که سیاستمداران در حکومت‌هایشان سرهم می‌کردند. ای‌کاش راهی بود که من از این وضعیت خارج شوم، ای‌کاش صبح از خواب بیدار نمی‌شدم ومی مردم ومی دیدم همه‌چیزتمام شده است. در همین افکار پوچ بسر می‌بردم که به‌یک‌باره خودم را در حیات کنگره 60 شعبه شادآباد دیدم. در اولین ماه سفرم هستم؛ هنوز افکار منفی زیادی در ذهنم هست ولی روزنه‌ای از نور را در افق می‌بینم که هرچه جلوتر می‌روم پررنگ‌تر می‌شود. بسیار سعی می‌کنم که خودم را در این مسیر قرار دهم تا به رهایی برسم.

به امید روزی که انسانی متفاوت‌تر از قبل باشم.

نویسنده : حسن محمدی


آخرین ویرایش: دوشنبه 27 مهر 1394 11:30 ق.ظ

 
سه شنبه 17 مرداد 1396 04:57 ق.ظ
These are in fact wonderful ideas in about blogging.
You have touched some nice things here. Any way keep up wrinting.
یکشنبه 15 مرداد 1396 11:14 ق.ظ
Greetings! Very helpful advice within this article!
It's the little changes which will make the most significant changes.
Thanks a lot for sharing!
یکشنبه 15 مرداد 1396 02:58 ق.ظ
Keep on writing, great job!
سه شنبه 10 مرداد 1396 05:36 ق.ظ
Awesome things here. I am very glad to see your article.
Thank you a lot and I am taking a look ahead to touch you.
Will you please drop me a e-mail?
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر