تبلیغات
لژیون سیدحسین حسینی - نقض فرمان

نقض فرمان

شنبه 19 دی 1394 12:20 ب.ظنویسنده : همسفرمنیره کبودانیان

 

قصه آغاز ورود به تاریکی و یا دروازه‌ای که ما از آن وارد تاریکی می‌شویم شرک است . داستان آدم و حوا نمونه‌ای از این مقوله مورد نظر می‌باشد و نقطه مقابل آن داستان حضرت ابراهیم است که کلیه دستورات و آزمایشات الهی را با صبر و بردباری انجام داد و حتی حاضر شد از عزیزترین چیز زندگی خود به فرمان خدا بگذرد و الگویی شد برای انسان‌های بعد از خودش . در صورتی که  حضرت آدم اولین دستور خدا را نقض کرد و وارد تاریکی شد .

بعضی‌ها در مورد بزرگان تصوراتی دارند و می‌گویند چرا خداوند به آن‌ها جایگاه و بزرگی داده و با این افکار حس بدی نسبت به خدا پیدا می‌کنند در حال که قدری با تفکر نگاه کنند می‌بینند که آن‌ها آزمایش‌ها و سختی‌های زیادی پشت سر گذاشته‌اند .عده‌ای می‌گویند چون حضرت آدم سرپیچی کرد ما را هم به دنبال خود کشاند و حالا بابت خطای او باید مجازات شویم . درحالی‌که در عدالت خدا چنین نیست و هیچ کس را به خاطر گناه دیگری مجازات نمی‌کند. و هر کسی مسئول اعمال خودش است .

وقتی من خودم را باور ندارم که چی هستم و چه جایگاهی دارم و ارزشم چیست , زمانی اتفاقی برایم می‌افتد نمی‌توانم درک کنم و ارزش آن را حس نمی‌کنم , برای خودم توجیه درست می‌کنم و به علت عدم ناباوری نسبت به خداوند می‌گویم این‌ها قوانین الهی نیست . درحالی‌که در عمق وجودم میدانم که هست اما انکار می‌کنم و اجازه می‌دهم نکات منفی در وجودم رشد کند . کسانی که از قوانین سر باز می‌زنند وجودشان سرشار از ناباوری , تضادها و دوگانگی‌ها است و این‌ها باعث می‌شود تا عشق و محبت را از انسان بگیرد و نگذارد که به جایگاه اصلی که همان برگشت به سوی ذات خالق هست برسند .

عدم ناباوری و اطمینان به خالق هستی که ریشه در ترس دارد ما را از پذیرفتن واقعیت بازمی‌دارد .اگر خودمان را باور داشته باشیم میدانیم که ما هم جزئی از خالق هستیم . ( ما قطره و او اقیانوس ) با ایمان آوردن به باورها در مقابل خالق تسلیم خواهیم شد .قوانین راهنمایی و رانندگی را همه می‌دانیم که برای حفظ جانمان است آن را قبول داریم ولی از آن‌ها سرپیچی می‌کنیم .می‌دانیم والدین دلسوز و راهنمای خوبی برای ما هستند اما خودخواهی سد راه ما می‌شود برای استفاده از رهنمودهای بزرگ‌ترها و آن‌ها را باور نداریم.این‌ها قوانین ساده زمینی هستند . اگر توانستیم این قوانین ساده را بپذیریم قادر خواهیم بود قوانین الهی نیز پذیرا باشیم که حقیقت محض است و برای رشد و بازگشت به سوی او در اختیار ما قرار داده شده است .کسانی که از دستورات الهی سرپیچی کنند وارد تاریکی‌ها می‌شوند . یعنی که کسانی که نقض فرمان می‌کنند مشرک می‌شوند در واقعیت بخشی از اختیاراتی که خداوند به آن‌ها سپرده را به اهریمن واگذار می‌کنند به نوعی شیطان بر مال و جان آن‌ها شریک می‌شود .

مثال ؛ یک کارخانه‌داری که شریک داشته باشد او به تنهایی نمی‌تواند تصمیم‌گیری کند اگر سهم شریک او بیشتر از نیم یا 50% باشد کاملاً اختیار را از دست خواهد داد.

در مصرف مواد مخدر این را به خوبی می‌شود مشاهده کرد که شخص کاملاً اختیار را به مواد می‌سپارد و در کلیه مسائل تصمیم‌گیری به عهده مواد می‌باشد , دوستان شخص مصرف‌کننده را مواد تعیین می‌کند همین طور کجا برود و کجا بیاید و چه چیزی در اولویت باشد را مواد تعیین می‌کند و .... در تجربه افراد درمان شده این مسائل به خوبی توضیح داده می‌شود .زمانی که انسان دستورات الهی را نقض می‌کند در واقع با نیروهای اهریمن هم پیمان می‌شود . حال اینجا باید به عقل رجوع کرد و دید چه چیزی را از دست داده و چه چیزی به دست آورده است . او اراده و اختیار خود را می‌فروشد برای رسیدن به لذت اما این لذتی زودگذر است .

هیچ انسانی بدون دریافت چیزی فریب شیطان را نمی‌خورد . « اما کار شیطان فریب است  ». دقیقاً مثل لذت مواد , مواد در باغ سبز نشان می‌دهد اما هرچه به درون این باغ فرو بروی زشت تر و وحشتناک تر می‌شود .

البته جاذبه و قدرت مواد آن قدر زیاد هست که انسان‌ها را گروه‌گروه به درون خود فر ببرد . آیا قدرت بقیه ضد ارزش‌ها کمتر از این است ؟ اگر قدری دقت کنیم خواهیم دید که شاید بیشتر هم باشد .ناگفته نماند در مقابل نیروهای منفی , نیروهای بسیار قوی تر وجود دارد که قدرت آن‌ها چندین برابر است و شخص با شناخت و آگاهی می‌تواند با نیروهای منفی مبارزه کند و در ازای آن روشنایی , امنیت و آزادی به دست آورد .

محبت یکی دیگر از نیروهای مثبت است که خداوند در قلب انسان قرار داده و اگر قلبی سرشار از این موهبت الهی شود می‌تواند بر خیلی از مشکلات زندگی پیروز شود. اگر هم‌سفری به مسافرش محبت و عاطفه داشته باشد زمانی که مسافرش در تاریکی اعتیاد و با مشکلات زیادی درگیر است همراه و همگام او برای خروج از تاریکی تلاش می‌کند و با عشق و محبت خودش مسافرش را به دنیای روشنایی هدایت می‌کند ولی اگر محبت و عشق نباشد او را رها کرده و به دنبال زندگی خود می رود .در اینجا جا دارد از کلیه همسفرانی قدردانی کنم که با عشق و محبت خالصانه و تلاش بی‌وقفه زندگی دوباره‌ای به مسافرانشان هدیه دادند .


آخرین ویرایش: دوشنبه 28 دی 1394 06:02 ب.ظ

 
شنبه 18 شهریور 1396 03:57 ق.ظ
Hmm it appears like your blog ate my first comment (it was super long) so I guess
I'll just sum it up what I submitted and say, I'm thoroughly enjoying
your blog. I too am an aspiring blog blogger but I'm still new to everything.
Do you have any tips and hints for first-time blog writers?
I'd really appreciate it.
سه شنبه 17 مرداد 1396 01:06 ب.ظ
I really like it when folks come together and share opinions.
Great site, continue the good work!
یکشنبه 15 مرداد 1396 04:54 ب.ظ
Magnificent goods from you, man. I have understand
your stuff previous to and you're just too fantastic.
I actually like what you've acquired here, really like what you are saying and the
way in which you say it. You make it enjoyable and you still care for to keep it sensible.
I cant wait to read much more from you. This is really a great site.
سه شنبه 10 مرداد 1396 05:00 ق.ظ
I am extremely impressed together with your writing skills as smartly
as with the structure to your blog. Is this a
paid subject or did you modify it yourself? Either way keep up the nice high quality writing,
it's rare to look a nice blog like this one today..
سه شنبه 22 فروردین 1396 04:16 ق.ظ
Your way of telling the whole thing in this post is in fact nice, every one
be able to without difficulty know it, Thanks a lot.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر