تبلیغات
لژیون سیدحسین حسینی - استاد امین(نشریات)

استاد امین(نشریات)

چهارشنبه 22 مهر 1394 11:54 ق.ظنویسنده : همسفرمنیره کبودانیان

 
یادم است که چند ماه پیش یک روز خیلی کلافه بودم و هر کاری که می کردم حالم خوب نمی شد و واقعاً شرایط کلافه کننده بود و کارم به جایی رسیده بود که لحظات را می شمردم که زمان بگذرد و از آن حالت خارج شوم ،کارهایی راکه بلد بودم انجام دادم ....
معلم جهان بینی بودن به این معنا نیست که حالت همیشه خوب است . معلم جهان بینی یعنی وقتی حالش خیلی بد است ، دنبال راهی می گردد که حالش را خوب کند و هر راهی که پیدا می کند یک باری را از دوش خودش بر می دارد و به درد دیگران .هم می خورد . کلاً کسی که در جهان بینی است باید این مسیر را طی کند برخلاف تصور دیگران که فکر می کنند که کسی که آموزش جهان بینی می دهد همه چیز را بلد است . نه! این طور نیست . درآخر یک سی دی که برای سالهای قبل بود را گذاشتم و جالب اینکه سی دی بود که خودم صحبت کرده بودم . ووقتی که گوش کردم دیدم که حالم کاملاً خوب شد . نیم ساعتی که گذشت ، البته باورم نمی شد . این کار چند پیام برای من داشت . یکی اینکه اینها صحبتهایی نیست که زاییده ی ذهن من باشد . اگر من زاینده و خالقش بودم هیچ نیازی به گوش کردن به آن نداشتم و این نشان می دهد که من هم از اینها دریافتم . چیزی به من رسیده و من دریافت کردم و بیان می کنم البته درست است که روی آن فکر و اندیشه شده ومسئله ی دیگر اینکه تاثیر این سی دی و نشریات در تغییر حس چقدر مهم است . شاید بگوییم حالمان خوب می شود ، چیز خوبی است . در نظر بگیرید که مسیری را طی می کنید که مسیر راحتی نیست .کلی ناراحتی و اندوه و فشار ، مصیبتها از سالهای پیش بوده و حالا رسیده به اینجا ، حالا باز تمام نشده چون به جواب نرسیدید . 
کسی که جگر گوشه ی شمااست آمده اینجا تا درمان بشود . معلوم نیست درمان بشود یا نه چقدر از راه را برود یا نرود . ؟!
تغییر حس خیلی مهم است وقتی حس انسان تغییر کند می تواند مسیر را برود . یک روز صبح شما بلند می شوید حس خوبی ندارید و کارهای شما تا آخر شب ملقی می شود باید بروی بانک و اداره و فلان موضوع را پی گیری کنی ، قرار کاری داری ، همه ی آنها از بین می رود سریک چیز ساده یعنی حسی که خوب نیست . اصطلاحاً از دنده ی چپ بلند شده . حالا همان حس خوب ساده حرکت اول را به وجود می آورد ، و حرکت اول درست حرکت بعدی و بعدی و بعدی . وشما در یک روز به 10 تا کار خود رسیدید . پس حس آنقدر مهم است .  گفتم نیروهای بازدارنده کاری بلد نیستند جز خراب کردن حس انسان . کل کاری که نیروهای منفی انجام می دهند ، همان حس است . حالا با غیبت یا سرزنش یا دروغ یا جواب مردم را درست ندادن است .( حسادت خودش یک حس است) گمان بد کردن به حس بد منتهی می شود ، زیر آبی رفتن ،.  .  .   . که همه ی اینها ابزار هستند و این کارها در کلام الله آمده که اینها باعث خرابی حس می شود وقتی غیبت می کند ، بدگویی می کند ، طعنه زدن و تیکه انداختن ، زخم زبان زدن ، وقتی یکی سوال می کند آدرس الکی می دهی ، حالت وحس تورا خراب می کند . راه وروشهای مختلف است ولی نتیجه یکی است واز بین رفتن حس خوب است و وقتی حس ، خوب بهم ریخت و از بین رفت آدم خیلی مرد باشد هیچ کاری نمی کند و دست به کاری نمی زند . چون اگر دست به کاری بزند با آن حس خراب ، خرابی و مصیبت به بار می آید . مشکل به وجود می آید .آدمی که حال بدی دارد ، حال بد خودش را به دیگری منتقل می کند و آن شخص هم به شخص دیگر منتقل می کند و این چرخه ی معیوب هر روز و جود دارد و کسانیکه هشیار هستند و می توانند خودشان را از چرخه ها خارج کنند . آنها کسانی هستند که می توانند به تعادل بر  گردنند ولی کسانیکه می افتند در تله ها و به این بازیها ادامه می دهند که در وادی چهاردهم هم به آن اشاره شده و تکانه ای می تواند انسان را منفجر کند . در این بازیها وارد می شوند یکی آن می گوید و یکی دیگری می گوید . یعنی بازی می کند و در بازی شرکت می کند و مشتاقانه هم شرکت می کند . یک زمانی کسی است که سرش برای شر درد می کند و خودش را این طوری قانع می کند . که اگر جواب ندهی ، بی زبانی ، اگر نگویی می گویند ترسویی و اینها توجیهات است و واقعیت این است که سر انسان برای بعضی چیزها  درد می کند و ادامه می دهد و وقتی ادامه داد مثل رودخانه می ماند . کنار رودخانه می شود دست وصورت را شست و یک مقداری جلوتربروید تا زانو هم می توانید بشورید و اگر یک متر دیگر جلو بروید آب شما را می برد و این موضوع هم همینطور است . اول یک کلام می گی  ، دومی را که گفتی آتش شعله ور می شود . و مقادیر زیادی از انرژی انسان در این راه تلف می شود . حالا چه کسانی می توانند از این بازیها یی که در زندگی اتفاق می افتد خارج شوند . اگر خارج نشود انسان و بخواهد با تزکیه و صبر کار کند نمی تواند . با صبر و تزکیه نمی توان جلوی سیل مقاومت کرد . نتیجه ی تزکیه این است که از سیل بیایی بیرون . نه اینکه بخاطر تزکیه کردن بروی وسط سیل بایستی و بگویی من تزکیه وپالایش کردم . چون سیل آدم را می برد . روش خارج شدنش چی است ؟ باید طناب داشته باشیم . طنابهای محکم دیدید ؟ کسی را که صخره نوردی می کند بایستی با خودش وسایل مورد نیاز را ببرد ولی اولین وسیله ای را که می برد طناب است و اولین کاری که یک صخره نورد انجام میدهد برای صعود از یک دیواره ، چفت و بستها را محکم می کند . یعنی اولین جای پایی را که درست کرد . اولین میخ را می کوبد و طناب ایمنی را درست می کند و رفت بالاتر طناب دومی را می بندد و معمولاً طناب ذخیره هم دارند . یعنی طناب اصلی که اگر افتاد و جواب نداد ، طناب ذخیره باشد . مثل چتر بازی ،همه ی چتر بازها که دوتا چتر دارند . چتر اصلی و کمکی که اگر اولی باز نشد ، دومی بیاد به کمکش . آن طنابها را انسان باید داشته باشد چون این کاری را که ما داریم انجام می دهیم مثل صعود توی دیواره می ماند ، خیلی سخت است . ولی اگر طناب نداشته باشیم خودمان می افتیم پایین . افتادیم پایین معینش چی است ؟ یعنی انسان از ادامه کار صرف نظر می کند و کارهایی که انجام می دهد علی السویه است . یعنی برای خالی نبودن عریضه . کسی را می بینی و چیزی می گی که بد نشود . چون حرفت پشتوانه و محتوا ندارد حالا این هم همین است در این مسیری که طی می کنیم باید طنابهای محکمی داشته باشیم . که اگر یک جاپایی اشتباهی گذاشتیم من در حال صعود جای پا برای خودم درست می کنم . که اگر جایی اشتباه کردم فکر کردم سنگ سفت است . ونباشد افتادم پایین .این سنگ می تواند اطمینان به یک شخصی باشد ، رابطه ی عاطفی باشد ، کاری باشد ، اخراج شدن از سرکار باشد و ممکنه هرچیزی باشد . که اگر از زیر پا در رفت با مغز نیافتد پایین جا پا را باید محکم کرد ولو اشتباه گریز ناپذیر است و هرکسی در زند گی خودش اشتباه ها را انجام می دهد و اگر اشتباهی نباشد رشدی هم نمی کند اما اشتباه ما تعمدی نیست . یعنی همه ی محاسبات  را انجام می دهد اما اشتباهی در میآید . فکر تفکرات را با بررسی انجام می دهد و مشورت می کند ولی یک وقتی اشتباه از آب در می آید و اینجا باید بند محکمی داشته باشد . ولی خیلی این کار را نمی کنیم . چرا باید کسی که روی داربست کار می کند طناب ایمنی نداشته باشد 80 سال پیش در آمریکا وقتی پل سانفرانسیسکو را می ساختند . تمام کارگرها موظف بودند . از طناب حفاظتی استفاده کنند. تازه زیر پل هم تور کشیده بودند . که اگر طناب عمل نکرد بیافتد روی تور پروژه ی به این بزرگی انجام شد و به تعداد انگشتان دست انسان مجروح شد . و کسی کشته نشد . در حالی که 500 تا کشته شاید می شد . این صور آشکار است ولی در صور پنهان هم همچنین چیزی وجود دارد . حالا می گم این طناب کمکی و یکی از طنابها ی محکم همین نشریات هست که خیلی و قتها خیلی بی خیال از کنارش رد می شویم . در این 6 ماه گذشته ، 26 هفته می شود . چند نفر 25 تا سی دی گوش کردند . در این جلسه ، دو نفر هفته ای 2 تا سی دی که نیم ساعت است . یعنی هفته ای یک ساعت زمان چند نفر 15 تا گوش کردند. 2 نفر چند نفر 10 تا  ، 5 نفر و این نشانه ی خوبی نیست .
یعنی اینکه خیلی بیشتر از اینها باید به این قضییه توجه شود . چون این سی دی ها و مطالب گره هایی را دارد بیان می کند که اگر استفاده نکند نمی تواند مشکلات را حل کند . چون دانشی که در کنگره وجود دارد در سی دی ها و نوشته ها و مکتوبات وجود دارد و باید به صورت مکمل استفاده بشود . سی دی ها خیلی رشد کرده و وادیها را دوباره شروع کردند . زیرا تمرکز روی معتادین بوده ولی در  این وادیها که هدف تمامی انسانها هست .
دانش چگونه زندگی کردن است و این دانش ظرف 10 سال ، 20 سال و بیشتر بوده آمده و طول کشیده که این دانش به وجود بیاد امتحان ، آزمایش و خطا و مسایل مختلف بوده است . شما که زمان می گذارید وقت یک جلسه در هفته است و زمان کمی است نصف ماهم که وسط جلسه می آییم . یعنی حالت رو در وایسی می آییم وآن علاقه ای که باید باشد در نصف شما است و در نصفی نیست . علاقه را باید به وجود بیاورید . دردما مشترک است وبرای عزیزان ما که مصرف کننده هستند . ولی قسمتی که خیلی مهم است . آن علاقه باید به وجود بیاد باید بااشتیاق بیاییم و این اشتیاق چگونه به وجود می آید . زمانیکه انسان از کاری که اتجام می دهد جواب بگیرد . یعنی تو کاری که دارد حرکت می کند وقت می گذارد و تلاش می کند وقت می گذارد ببیند دارد تغییر می کند . ممکنه تغییرات درونی یاشد . ممکنه بیرونی باشد در هر حال باید انجام بشود . اگر تغییر وجود نداشته باشد . و سکون و رکود باشد . انگیزه ی ابتدایی زیاد جوابگو نیست . انگیزه ی ابتدایی یک ماه و دوماه نهایتاً از بین می رود . انگیزه ی ابتدایی مثل یک شوت محکم می ماند .زیر توپ خیلی هم محکم بزنی باز هم از جو خارج نمی شود . 200 یا 500 متر می رود بالا ، گلوله ی توپ خیلی محکم بزند 30 کیلومتر می رود . موشک این طور ی نیست . می رود میچرخد برمیگردد سر جای خودش چرا ؟  انگیزه ی ابتدایی دارد ، اما انگیزه ی دائمی هم دارد در طول مسیر دائماً سوخت دارد مصرف می شود و حرکت را به وجود می آورد . پس این حرکت باید اصلاح بشود . و قرار است از این به بعد یک چارت وبرنامه ی آموزشی ریخته شود . که یک تعدادی از سی دی ها و نشریاتی که نه خیلی سنگین که در طول سال 20 تا 30 سی دی را فرصت داشته باشند که گوش بدهند وازجزوه ومنابع آموزشی هم استفاده کنند. در اول جلسه مطرح کردم که حال من را خوب کرد . و خوب می کند و استفاده می کنم از آنها پس شما هم می توانید  استفاده کنید . و در مشاوره که می آیند سی دی معرفی می کنیم و می گوییم سوالاتی که شما دارید . در این سی دی ها به طور کامل و مبسوط وجود دارد . در من ودیگران هم مشغله ها و موانع ذهنی وجو د دارد در صد خیلی زیاد ش وجود دارد و جواب سوالاتی را پیدا کنید . آنجا که کلید هستند که با کلید می شود در های بسته را باز کرد نه با چنگ و دندان باید این کلید را بگیریم و در گوش کردن و تفکر کردن و نحوه استفاده کردن و به کار گرفتن از آنها کوشا باشید .  تا بتوانیدمشکلات زندگی را پیدا کنید . مثلاً دچار نفرت می شوید . بدانید چه کار کنید و چه جوری این حس نفرت را به حس خوب تیدیل کنید . راهش را بلد باشید و گرنه همه می گویند صبر کن درست می شود، فکر نکن درست می شود ، تا کی صبر کنیم ؟ خسته می شویم ! باید راه را یاد بدهید . مثل کسی که بگوید کامپیوتر بلد نیستم ، بگوییم صبر کن درست می شود . چه جوری امکان دارد . بایدبه آن یاد  بدهیم ، چه جوری وارد بشود ، چه جوری تایپ کند ، چه جوری از برنامه ها استفاده کند . دراین سی دی ها آمده البته راهنما ها هم این دانش را دارند چون مسیر را طی کردند و از راهنما ها خواهش می کنم روی سی دی ها و نشریات تمرکز کنید . روی سی دی ها بیشتر کار کنید تا نتیجه ی مطلوب بدست بیاد . یکی از اصفهان از من سوالی  پرسید . گفتم : فلان سی دی را گوش کردی .؟ می گوید نه! من می گم گوش کن . چون زمان زیادی برای من نیست که برای همه وقت بشود توضیح بدهیم . این وقت و انرژ ی را ندارم زمانی علم کنگره جمع و تفریق بود . هرکی می آمد توضیح می دادیم . ولی الآن این طوری نیست . از رادیکال و مشتق و انترگال هم گذشته . جمع را می شود . توضیح داد ولی معادله ی دیفرانیسل را نمی شود توضیح داد .باید سه سال ،پنج سال ریاضی بخواند تا برسد به آن نقطه الآن کنگره هم زایش و تولید داشته بنابراین برود گوش کند مطالعه کند و سوال بپرسد . ما نمی خواهیم رکود بزنیم صبح تا شب 20 تا سی دی گوش کنیم وبه کارهای دیگر هم بپردازیم منظور این است که سی دی را گوش بده و احساس کند و حس بگیرد و آموختن در تکرار است . امروز گوش کند . 20 دقیقه گوش کند . فردا و یا دو روز دیگر گوش کن ممکنه ظرف 10 روز 15 روز یکسال بعد مراجعه کنید و گوش کنید و نکات دیگری پیدا کنید . منظور این است نه پر کردن آمار و لیست که فایده ای ندارد . پس آبمیوه های مختلفی در کنگره وجود دارد . یکی اردو بود . یک نفر اردو آمد . کسانیکه از طعم های مختلف آب میوه ها استفاده می کنند خواص مختلفی را دریافت می کنند که تنوعش مثل رنگ های رنگین کمان است . شما اگر با یک رنگ نقاشی کنید می شود سیاه قلم ولی اگر تنوع رنگی داشته باشید نقاشی شما زیباتر می شود . و آن تابلو خود زندگی انسان است . پس باید از تنوع حس ها برخوردار باشیم . در کنگره آبمیوه های مختلفی وجود دارد . مهم ترین نشریات است . آب میوه ای که در خلوت خودمان می توانیم استفاده کنیم . آب میوه ای که در صبحگاهی است. باشگاه تختی ، پارک لاله ... وقتی استفاده کنید علاقه به وجود می آید و استخر و... اینها شرایط و نعمتهایی هستند که برای ما فراهم شده . الآن یک ساعت تیر و کمان و آموزشش 10 هزار تومان است و برخورد خوبی هم با شما ندارند ولی در کنگره شما راتحویل می گیرند و هزارتومان هم بیشتر نمی گیرند . البته به تعادل استفاده کنید که بهترین نتیجه را دریافت می کنید . استفاده از سی دی های آموزشی باید قطع به یقین جزیی از آموزشهای کنگره باشد . آنهایی که استفاده می کنند خیلی علاقمندتر می شوند و به آموزش و یاد گیری و کسی که گوش نکند تو باغ و جریان نیست . امر باشد ولی اجباری نباشد . ایجاد علاقه باشد . ممنون که همراهی کردید .

آخرین ویرایش: چهارشنبه 22 مهر 1394 11:56 ق.ظ

 
یکشنبه 15 مرداد 1396 10:58 ب.ظ
Greetings from Idaho! I'm bored to tears at work
so I decided to browse your site on my iphone during lunch break.
I really like the information you provide here and can't wait to take
a look when I get home. I'm amazed at how quick your blog
loaded on my cell phone .. I'm not even using WIFI,
just 3G .. Anyways, fantastic site!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر