تبلیغات
لژیون سیدحسین حسینی - پیوند های نامیمون

پیوند های نامیمون

چهارشنبه 1 مهر 1394 05:12 ب.ظنویسنده : همسفرمنیره کبودانیان

 
پیوندهای نامیمون یعنی پیوندهای نامبارک که دریک مقطعی به انسان زده می‌شود و با انسان هستند و محصولات آدم را تلخ و بد مزه می‌کنند.خلق وخوی یک شخص که پیوند نامیمون دارد جنبه تخریبی دارد ،هم برای خودش وهم برای انسان‌هایی که اطرافش هستند باعث آزار می‌شود.

پیوند در انسان صفات را به وجود می‌آورد و طبیعتاً محصولاتش تغییرمی کند،یعنی اگر به یک انسان پیوندی بزنیم  بعد از مدتی شروع  می‌کند به دادن محصولی جدید و تولید تازه‌ای  از خود به وجود می‌آورد ،این اتفاق در لژیون رخ می‌دهد،زمانی که یک نفر وارد لژیون می‌شود یکسری صفات جدید به او پیوند زده می‌شود،و بعد از مدتی خلق‌وخوهای جدیدی در او ظاهر می‌شود که قبلاً فکر می‌کرد این صفات را اصلاً  ندارد .ولی شروع این قضیه معمولاً از نقطه عکس می‌باشد،یعنی پیوندهای خوب مشکلی برای انسان ایجاد نمی‌کند چون خیر و برکت دارد،این پیوندهای نامیمون و نامبارک هستند که برای مشکل به وجود می‌آورند.فرض کنید به یک درخت که محصولاتش خیلی خوب است پیوندی زده شود که میوه‌ای تلخ و بد مزه دارد  واین درخت رشد کند تا صفات بدی مثل کینه ، نفرت  و خیانت به وجود بیاید.انسان در حالت وحشی هر کاری دوست دارد می‌کند و محصولاتش ترش و تلخ و کمیاب می‌باشند،در واقع انسان وحشی همان نفس اماره است که باغبان و یا همان معلم با دانش خود این انسان را اهلی می‌کند،یکسری چیزها به او پیوند می‌زند و یکسری صفات از او می‌گیرد تا اهلی و پربار می‌شود.

پیوندهای نامیمون یعنی پیوندهای نامبارک که دریک مقطعی به انسان زده می‌شود و با انسان هستند و محصولات آدم را تلخ و بد مزه می‌کنند.خلق وخوی یک شخص که پیوند نامیمون دارد جنبه تخریبی دارد ،هم برای خودش وهم برای انسان‌هایی که اطرافش هستند باعث آزار می‌شود.

شما زمانی که می‌خواهید شاخه‌ای را به درختی پیوند بزنید ابتدا باید شاخه بریده شود ،بعد درخت را شکاف بدهید تا بتوانید آن شاخه را در شکاف درخت قرار بدهید ،پس خراش و شکاف باید وجود داشته باشد .در مورد انسان هم همین گونه است ،اگر ما می‌خواهیم یک پیوند صورت بگیرد این پیوند با درد و ضربه است،یعنی آن درد و ضربه به جان آدمی وارد می‌شود ،پوسته بیرونی را پاره می‌کند و شرایط مناسب را برای ایجاد پیوند مهیا می‌کند،پس این قسمت وجود دارد وگرنه کسی بدون دلیل یک ضد ارزش را شروع نمی‌کند،مثلاً  شخصی باید شکست عشقی بخورد تا مشروب مصرف کند،به مرور زمان این پیوندها قوی و قویی‌تر می‌شوند و ممکن است سال‌ها از این قضیه گذشته باشد و آن قدر این پیوند قوی شده باشد که شخص فکر کند از ابتدا همین گونه بوده واین صفت همیشه با او بوده است ،اما از ابتدا این‌گونه نبوده است چون انسان زمانی که آفریده می‌شود در تعادل خلق می‌شود.بعداً طی یکسری اتفاقات خیلی از صفات مانند قتل و خیانت به او اضافه می‌شود و نکته مهم این است که نیروهای منفی و بازدارنده باید ضربه‌ای محکم به انسان وارد کنند تا بتوانند تخم و بذر خود را به او پیوند بزنند و هرچقدر بخواهند آن پیوند و آن صفت قویتر باشد باید ضربه قویی‌تر و کاری تر باشد. تا زمانی که اوضاع و احوال مطابق خواسته‌های نفس است هیچ مشکلی وجود ندارد،ولی کافی است شرایط سخت شود،آن زمان خلق و خو تغییر می‌کند،یعنی یک انسان ساکت و آرام حرفی میزند و یا کاری می‌کند که خودش هم تعجب می‌کند،اعتیاد یک پیوند خیلی قوی است و تا زمانی که به او مواد می‌رسانیم همه چیز آرام است ؛اما اگر خواسته او اجرا نشود چه بلایی که بسر آدم نمی‌آید.

اصولاً پیوندها در انسان‌ها نامرئی هستند و پنهان بودنشان برای حفظ بقا است،مثلاً کسی که تجارت خلاف می‌کند اولین نکته مهم در تجارتش این است که کسی از کار او خبردار نشود.در انسان هم همین گونه است و به خاطر همین پنهان بودن پیوندها کار مقداری سخت می‌شود ولی برای کسی که جهان‌بینی کار می‌کند قطعاً به این پیوندها بر می‌خورد.زمانی که خوراک شاخه‌های نامیمون قطع می‌شود آن‌ها عکس‌العمل خیلی طبیعی انجام می‌دهند و خوراک لازم خود را از شاخه‌های درست و سالم جذب می‌کنند.بنابراین زمانی که انسان می‌خواهد با یک پیوند نامیمون در وجود خودش مبارزه کند سریع آن پیوند انرژی خودش را از صفات و شاخه‌های خوب دریافت می‌کند،پیوندها انرژی خود را از آفتاب و خاک به دست نمی آورند بلکه انرژی خود را به صورت پنهانی از دیگر شاخه‌ها به دست می‌آورند،اصولاً با مبحث تولید کاری ندارند.

برای کسی که پیوندی را در خودش مشاهده می‌کند و می‌خواهد جداسازی انجام بدهد اولین مرحله تشخیص پیوند است.زمانی که پیوند می‌خواهد جدا شود درد خیلی زیادی به انسان وارد می‌کند ولی انسان برای جدا کردن پیوند باید تسلیم نشود و مقاومت کند و یا حرکتی انجام ندهد،اگر با آن نیروی منفی و باز دارنده همراه و همسو شود آن پیوند محکمتر می‌شود، و اگر همراه و همسو نشود و بداند برای چه چیزی مبارزه می‌کند به رهایی می‌رسد، اگر به این قضیه ایمان و باور داشته باشد سختی‌ها را خیلی راحت تحمل می‌کند، در غیر این صورت تسلیم خواسته‌های منفی می‌شود. در جداسازی پیوندها نیروهای بازدارنده به انسان القاء می‌کنند که تلاش بی‌فایده است ،اینجاست که انسان نباید تسلیم شود و فریب بخورد،در این مبارزه است که انسان از سختی‌ها خارج می‌شود.

نکته مهم در مورد جداسازی پیوندها این است که،جداسازی‌شان مانند زایمان دردناک است و اگر انسان درد زایمان را پذیرفت به یک خلق جدید می‌رسد. در کل تزکیه و پالایش سخت و دردناک است و کسی که  خواهان شیرینی و حال خوش است باید مثل یک جنگجو باشد ممکن است شکست بخورد که اصلاً مهم نیست ،اما می‌داند چه کار می‌کند ومی داند راه جدایی بدی‌ها از انسان بدون درد و سختی نیست.


برچسب ها: جهان بینی ، استاد دژاکام ،
آخرین ویرایش: چهارشنبه 1 مهر 1394 05:17 ب.ظ

 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.