تبلیغات
لژیون سیدحسین حسینی - سیاه چاله ها

سیاه چاله ها

یکشنبه 29 شهریور 1394 11:34 ق.ظنویسنده : همسفرمنیره کبودانیان

 

ماه میگوید : من دائم در حال تغییر هستم و حالت ثابتی ندارم گاهی آنقدر لاغر میشوم که دیگر نمیتوان مرا رویت کرد اما در پاییز و زمستان ثبات بیشتری دارم .سیاه چاله میگوید : تو بیشتر خود را در آبهای زمینی میبینی که در مداری به گرد آن اسیری ، اما من تو را با همۀ زیبایی و زشتیهایت میبینم و دوستت دارم . 

مدلها در هستی شبیه یکدیگر هستند مثال حرکت الکترونها و نوترونها درون هستۀ اتم مانند ذرات نفس درون انسان میباشد و این موضوع در سیارات و اجرام آسمانی نیز صادق است .برای آنکه به قصۀ اصلی برسیم ابتدا مطالبی پیرامون اجرام آسمانی و قوانین حاکم بر آنها بیان میکنیم تا درک داستان برایمان ساده تر گردد .

ستاره ها کارشان درخشش است و نور و انرژی را در فضا پخش میکنند و هر آنچه در فضا برای ما قابل رویت است به دلیل نور ستارگان میباشد ، سیاره زمین به دلیل موقعیت مناسبی که نسبت به خورشید دارد شرایط حیات و زندگی در آن وجود دارد ، سیاره هایی هستند که از خود نوری ندارند و تنها بازتاب کننده نور ستاره ها هستند مانند ماه ، هر ستاره ای اجرامی به دورش در مدارهایی در حال گردش است که این منظومه نام دارد ، منظومه و ستاره های خیلی زیادی مثل 200 میلیارد ستاره تشکیل یک مجموعه را میدهند مانند گلهای قالی .ستاره ها نیز مانند هر چیزی در هستی عمری دارند و زمانی که به پایان عمرشان نزدیک میشوند بسیار پر نور میشوند و درخشش آنها دوچندان میگردد .

چگونه یک شخصی ستاره میشود ؟آدمهایی که در زمینۀ خاصی میدرخشند و دیگران از آنها الگو میگیرند ، در واقع انرژی ، قوت و حس میگیرند به آنها میگویند ستاره . انسانهایی که شروع به مصرف مواد میکنند مانند ستاره هایی که آخر عمرشان فرا رسیده شروع به درخشش میکنند و انرژی زیادی از خود آزاد میکنند اما غافل از اینکه پس از مدتی عمر انرژی آنها پایان میپذیرد و مانند ستاره ها تدریجی خواهند مرد .

ولی در مورد ستاره ها مردن پایان راه نیست یعنی ستاره از بین نمیرود بلکه تغییر کرده و تبدیل به چیز دیگری میشود مانند وادی سیزدهم پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری است یعنی یک ستاره پس از مرگ میتواند به سه حالت تغییر شکل دهد 1) تبدیل به کوتوله سفید گردد ( یعنی ستاره ای که کوتوله است و سفید هم هست ) (2) ستاره نوترونی ( ستاره ای که خیلی کوچک میشود و جرم کمی دارد و نور زیادی هم نخواهد داشت ) 3) سیاه چاله : سیاه چاله ها از نظر کیهان شناسی عناصر خطرناکی در فضا به حساب می آیند چون قابل رویت نیستند و نمیتوان از دستشان فرار کرد زیرا خیلی کوچک هستند اما جاذبۀ بسیاری دارند و میتوانند هرچیزی را به داخل خود بکشند حتی نور خورشید هم جذب خود میکنند در حالی که کوتولۀ سفید و ستارۀ نوترونی تنها اجرام سبک اطراف خود را میتوانند جذب نمایند .
 

اگر روزی یک سیاه چاله به زمین نزدیک گردد سیاره زمین متلاشی خواهد شد ، همانند آیه قرآن ( اذا ارض دکن دکا ) یعنی قرآن پیش بینی کرده زمین مانند پشمی که ریسیده میشود از هم جدا شده و تکه تکه میگردد و این اتفاق دقیقاً در هستی و کیهان شناسی خواهد افتاد ولی چون فاصلۀ سیاه چاله ها از زمین زیاد است این اتفاق خیلی کم رخ میدهد .

ماهیت کاری که سیاه چاله انجام میدهد این است که اجرام را جذب خود کرده و آنها را تبدیل به مواد اولیه میکند مانند کارخانۀ بازیافت و این مواد دوباره برای زایش طبیعت و خلق استفاده میشوند ، پس سیاه چاله ها با اینکه وحشتناک به نظر میرسند اما در عمل وجود آنها برای هستی ضرورت دارد .
حال در داستان ما یک سیاه چاله عاشق ماه شده و با ماه صحبت میکند :

سیاه چاله به درون تاریک خود مینگرد و مانند انسانی که به درون خود فرو میرود و با مسائلی روبرو میشود ، ماه را میبیند اما مانند عاشقی ماه را میبیند که زیباییها و زشتیها را با هم دیده و معشوق را با این حال ماه را باشکوه میبیند .

ماه میگوید : من دائم در حال تغییر هستم و حالت ثابتی ندارم گاهی آنقدر لاغر میشوم که دیگر نمیتوان مرا رویت کرد اما در پاییز و زمستان ثبات بیشتری دارم .

سیاه چاله میگوید : تو بیشتر خود را در آبهای زمینی میبینی که در مداری به گرد آن اسیری ، اما من تو را با همۀ زیبایی و زشتیهایت میبینم و دوستت دارم . (( چون ماه در مداری به دور زمین در حال گردش است در زمانهایی زمین بین ماه و خورشید قرار گرفته و سایه زمین بر روی ماه می افتد و تصویر ماه دائم در حال تغییر خواهد بود از این رو ماه تصویر خود را تنها بر روی زمین میبیند به همین دلیل سیاه چاله اینگونه به ماه میگوید ))

 مانند انسان مصرف کننده ای که همیشه خود را در حال تغییر میبیند و در یک مداری اسیر شده است و تا وقتی که از اسارت رها نگردد اوضاع به این حال است .

سیاه چاله میگوید : من برای خارج شدن از مدار زمین خود را پنهان و نامرئی کردم و اگر روزی دوباره به شکل اول خود بازگردم آنگاه مجدد همه چیز مانند گذشته تکرار خواهد شد . (( چون یک ستاره پس از مرگ میتواند اجرام آسمانی را جذب کند و مجدد سنگین شده و در مدار جدیدی قرار گیرد ، به همین دلیل به ماه میگوید من خود را نامرئی کردم تا زمین بیخیال من شود و وقتی دیدم آبها از آسیاب افتاد خودم را دوباره نمایان میکنم ولی میبینم مجدد میچرخم و در اسارت زمین قرار میگیرم )) .

سیاه چاله گفت : تکانه ای میتواند تو را از مدار زمین خارج کند اما تو برای آنکه در مدار زمین دیگری قرار نگیری باید جرم خود را بیشتر کنی و به تدریج به کمک جرمهای کوچک آنقدر سنگین شوی که دیگر هیچ سیاره ای نتواند تو را در ماندن در مدارش متعهد کند ، اما آنگاه دیگر سیاره ای تنها و سرگردان خواهی بود . (( در واقع سیاه چاله دارد یک راه غلط جلوی پای ماه قرار میدهد تا ببیند معشوقه اش ارزش عشق او را دارد یا نه زیرا این کار مانند این است که انسانی تحت تأثیر یک ضربه یا شوک از مدار مصرف مواد خارج گردد مانند روش سقوط آزاد ، اما اسیر ضدارزش دیگری گردد مانند سکس یا قمار .

حال پیشنهادی که سیاه چاله به ماه داده مانند این است که فرض کنید شخصی برای آنکه انرژی و اعتماد به نفس خود را افزایش دهد این کار را از طریق دزدیدن انرژی دیگران و خراب کردن حال انسانهای دیگر انجام دهد و در این صورت شاید احساس کند اعتماد به نفس او زیاد شده ولی در عوض به جایی رسیده که کسی نمیتواند او را مجبور به انجام کاری و کسی هم با او کاری ندارد و تنهای تنها خواهد شد )) .

ماه گفت : تو اینها را از کجا میدانی؟

سیاه چاله گفت : من همۀ اینها بودم و آخرین بار ستاره ای لطیف بودم ، پر نور و سوزان و نیرومند و سیارات بسیاری در مدارم میچرخیدند و مانند پروانه ها مرا ستایش میکردند و از این موضوع آنقدر نور افشانی کردم تا در خود فرو شکستم ، میتوانستم ستاره نوترونی پر مدعا باشم یا کوتولۀ سفید عقده ای که با جاذبۀ نیرومندش هر چیز دیگری به غیر از نور را جذب خود کنم .

(( یعنی اگر نور را به عنوان علم ، دانش ، خداوند و شفا بدانیم همه چیز به جز نور را میتوانسته جذب خود کند مانند انسانهایی که توان و نیروی جاذبۀ بسیاری دارند و همه کس را میتوانند فریب دهند و جذب خود کنند اما با این کار تخریب زیادی بوجود می آورند مانند هیتلر و آقامحمد خان که با صحبتهای خود مردم در مدار آنها قرار میگرفتند و دست به کشتار و خونریزی میزدند .
ستاره نوترونی و کوتولۀ سفید هم وقتی در فضا قرار میگیرند جون جاذبۀ زیادی دارند به همین دلیل میتوانند در کیهان اختلال بوجود آورند و ستاره ها یا سیارات دیگر را از مدارشان خارج کرده و آسیب بزنند )) .

سیاه چاله گفت : اما آنقدر مغرور بودم که نه ستارۀ نوترونی و نه کوتولۀ سفید بلکه ترجیح دادم سیاه چاله باشم تا کسی نتواند خورد شدنم را رویت کند .

(( چون سیاه چاله نه تنها اجرام را میگیرد و به مواد اولیه تبدیل میکند بلکه نور یا علم را نیز وارد خود میکند ، مرگ ستاره میتواند مصداق این موضوع باشد که غم بزرگ میتواند انسان را به بالاترین یا پایین ترین نقطه سوق دهد )) .

مانند انسانهایی مثل مولانا که غم بزرگی را تجربه کردند یعنی به اوج درخشش رسیدند و آن را از دست دادند و حال در آن تاریکی با و جود تمامی رنجها و سختیها ، نور و علم را در وجود خود وارد کردند و مانند حضرت محمد پایه گذار یک تمدن بزرگ شدند که کلی علم و دانش از آن بیرون آمد .

ماه گفت : از تابش شبانۀ خود خسته شدم و میخواهم خورشید باشم .

(( یعنی راه اولی که سیاه چاله گفته بود را انتخاب نکرد و گفت میخواهم خورشید باشم )) .

سیاه چاله گفت : از اجرام سهمگین که پشتم را خم میکند با تابش خیره کنندۀ تو بخارات درخشانی پدید آوردم ، آنان مواد اولیۀ و خالص ستارگان هستند ، آنان را بردار و هر وقت احساس خستگی نمودی به یاد داشته باش که من تو را دوست دارم . . .

(( یعنی تو آرزو داری که ستاره شوی و من این جرمهایی را که روی من افتاده را با تابش عشق تو و علمی که جذب کردم تبدیل به موادی نمودم که تو لازم داری ، آنها را بردار و تبدیل به ستارۀ پرنوری بشو ))

در واقع میخواهد بگوید آن چیزی که تو میخواهی به آن برسی ، من را از تاریکی و ظلمات خارج میکند .

سیاه چاله هیچگاه نمیتواند به ماه نزدیک شود و تا زمانی که هر دو چنین ماهیتی دارند به هم نخواهند رسید زیرا اگر نزدیک شوند آنگاه ماه متلاشی خواهد شد ، اما این بدان معنی نیست که عشق یعنی به هم نرسیدن و جدایی بلکه نرسیدن مرحله ای از رسیدن به عشق است و مانند چند منزل است که باید طی شود تا آن تبدیلات اتفاق بی افتد و آنوقت به انجام میرسد .بدرود . . .


برچسب ها: کنگره60 ، رهایی ، استادامین ،
آخرین ویرایش: یکشنبه 29 شهریور 1394 11:45 ق.ظ

 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.