تبلیغات
لژیون سیدحسین حسینی - گپ و گفت با جناب آقای حسینی

گپ و گفت با جناب آقای حسینی

پنجشنبه 5 شهریور 1394 11:01 ب.ظنویسنده : همسفرمنیره کبودانیان

 
راهنمایم همیشه می گفت باید زکات درمان خود را بپردازید و آن به رهایی رساندن حداقل 5نفر است،چون در زمان اعتیاد خواسته یا ناخواسته ،آگاهانه یا غیرآگاهانه انسان هایی را بسوی مصرف سوق داده بودیم.از اواخر سفر اول من به فکر کمک راهنما شدن بودم و تلاش خود را آغاز کرده بودم و همیشه سعی می کردم در امتحانات داخلی شعبه نفر اول باشم از طرفی راهنمایم بنا به دلایلی از کنگره رفتند و من مصمم تر شدم تا به جایگاه کمک راهنمایی برسم.

لطفاً خودتان را معرفی نمایید :

سید حسین حسینی و سی و پنج سال سن دارم ،با پانزده سال تخریب مواد مخدر وارد کنگره شدم ،آنتی ایکس شیشه و شیره ،مدت سفر اول یکسال با روش dst و با داروی ot  ،رشته ورزشی والیبال و شنا به راهنمایی آقای رضا فراهانی ،رهایی پنج سال و سه ماه .

از آشفتگی های دوران مصرف خودتان برایمان بگویید ؟

از مهمترین آشفتگی ها می توان به از بین رفتن حرمت ها و آبروی فردی و خانوادگی نام برد .در زمان مصرف اعتبار خود را در محیط کار و در محیط زندگی شخصی تا حد زیادی از دست دادم و ترس از دستگیری و بازداشت شدن نداشتم ،اما ترس شدیدی از مرگ براثراستفاده مواد مخدر داشتم .درآمدحاصل از کارم به صفر نزدیک شده بود و خیلی آشفتگی های دیگر که تجربه کردم .

آقای حسینی شما در دوران مصرف ازدواج کردید ؛برای ما جالب است بدانیم یک مصرف کننده چگونه سعی می کند خود را طبیعی و نرمال جلوه دهد؟

من در سن پایین ازدواج کردم و هنوز تخریب مواد آنچنان تاثیراتش آشکار نشده بود ،چند ماه قبل از ازدواج مواد را بطور سقوط آزاد کنار گذاشتم اما بلافاصله مصرفم بعد از ازدواج شروع شد و از این به بعد ترسهایم بیشتر شد و علاوه بر آبروی خود و خانواده باید مراقب آبروی همسر م و خانواده اش نیز می بودم .

اولین باری که همسر شما متوجه مصرف شما شد واکنش ایشان چه بود ؟

خیلی عصبانی شدند و شروع به گریه کردند ولی من مدام انکار می کردم ،درحالیکه مصرفم روز به روز بیشتر می شد و همسرم نیز این موضوع را به خوبی می فهمید .

آقای حسینی شما به چه طریق با کنگره 60 آشنا شدین ؟

عمویم مرا  به جناب دکتر حاج رسولی درپارک طالقانی معرفی کردند.

آقای حسینی از شروع سفرتان برای ما بگویید.

حدود2ماه طول کشید تا راهنما انتخاب کنم ولی همسفربنده از همان ابتدا بطور منظم به کنگره می آمدند و راهنما انتخاب کرده بودند، اوایل سفر نامنظم بودم تا اینکه با لژیون به اردو رفتیم و قلاب من گیر کرد و این سرآغازی بود برای سفرمنظم من ،بدون هیچگونه نقض فرمانی تا رهایی پیش رفتم. اوایل سفر اول با اپیوم سفر کردم تا اینکه جزء پایلوت هزار نفره شربتot شدم و بقیه سفر را با شربت سفر کردم .

از رهایی خودتان خاطره ایی برایمان بگویید.

روز جمعه در پارک طالقانی برای گرفتن رهایی یکی از برادران لژیونی رفته بودیم و من هم 2روز بود بر روی استپ آخر بودم و راهنمایم بطور غافلگیر کننده ایی رهایی من را هم از مهندس گرفتند .

در چه زمانی و چگونه خواست شرکت در آزمون کمک راهنمایی در شما شکل گرفت؟

راهنمایم همیشه می گفت باید زکات درمان خود را بپردازید و آن به رهایی رساندن حداقل 5نفر است،چون در زمان اعتیاد خواسته یا ناخواسته ،آگاهانه یا غیرآگاهانه انسان هایی را بسوی مصرف سوق داده بودیم.از اواخر سفر اول من به فکر کمک راهنما شدن بودم و تلاش خود را آغاز کرده بودم و همیشه سعی می کردم در امتحانات داخلی شعبه نفر اول باشم از طرفی راهنمایم بنا به دلایلی از کنگره رفتند و من مصمم تر شدم تا به جایگاه کمک راهنمایی برسم.

خاطره ایی هم از آزمون کمک راهنمایی دارم؛بعد از آزمون جناب مهندس صلاح دانستند که نتایج آزمون شعبه ما را باطل کنند و ما درسال آینده در آزمون شرکت کردیم،از قضا دوره بعد فقط افرادی که در سال گذشته شرکت کرده بودند مجاز به حضور در آزموم شدند و نحوه برگزاری آزمون تغییر کرد وسخت تر شد و بیشتذ سوالات تشریحی بود و اولین بار بود که شرط اخذشال کمک راهنمایی قبولی در مصاحبه حضوری بود که با حضور جناب مهندس دژاکام و دیده بان آقای حکیمی و دیده بان آقای ترابخانی انجام می شد.

آقای حسینی برنامه ای برای ارائه آغازنامه دارید؟

بله درباره آغازنامه تفکر کرده ام ولی هنوز بطور جدی بدنبال آن نبوده ام اما درباره موضوع ژن و تاثیرآن بر مصرف با اساتید و دانشجویان  مرتبط با این موضوع مشورت داشته ام،ولی مسئله مهم تر این است که در لژیون به شاگردان و رهجویان گونه ایی آموزش دهم که به رهایی برسند و بعد کمک راهنماشوند.

شما بهمراه همسفر محترم تان هردو کمک راهنما هستید و در دو نمایندگی مختلف در حال خدمت هستید،این موضوع تداخلی با زندگی خصوصی و اجتماعی شما بوجود نمی آورد؟

برای جلوگیری از وجود تعارض و تداخل باید برنامه ریزی کرد و هدف معین و مشخصی داشت و برای آن ارزش قائل شد، دیگران برای رهایی ما وقت گذاشتند و ما نیز باید به وظیفه خود درمورد دیگران را انجام دهیم.

شما چه الگویی برای آموزش در لژیون انتخاب کردید؟

وقتی شال گرفتم وضعیت شعبه به نحوی بود که تازه وارد پذیرش نمی کرد و امکان تشکیل لژیون نبود تا اینکه مدتی گذشت و این مشکل برطرف شد و شوق زیادی برای تشکیل لژیون داشتم و این اتفاق افتاد و با یک رهجو فعالیت لؤیون را آغاز کردم و به آرامی این ساختار تا امروز ادامه دارد،من تلاش کردم آنچه را که در کنگره بوسیله راهنمایم آموزش دیده بودم را ابتدا خودم کاربردی کنم بعد به رهجو انتقال دهم.

زمانی که در لژیون رهجویی برگشت می خورد چه حسی به راهنما دست خواهد داد؟

برگشت خوردن یک معتاد و مصرف مجدد در خارج از کنگره امری طبیعی است اما درکنگره خیر،من یکبار این موضوع را تجربه کردم و به بررسی آمورش هایم پرداختم تا ببینم شاید من در نحوه آموزش موفق نبودم،با بررسی بیشتر متوجه ضعف جهان بینی و نقش آن برگشت خوردن رهجو شدم.

درباره پارک طالقانی و ورزش کنگره برای ما بگویید.

من از پارک طالقانی جذب کنگره شدم و حس خوبی نسبت به پارک دارم و اوایل می گفتم مصرف کنندگانی که با ورزش به این حال خوب رسیده اند من هم می توانم و این الگویی خوب بود برای من.

پیامی برای مسافران کنگره60 بیان کنید.

سفر دومی هایی که اقدام به درمان سیگار نکرده اند ؛ما درمان مصرف مواد مخدر را در مبان ناباوری آغاز کردیم و تصور می کردیم نمی شود  اما به درمان رسیدیم ،این رویه در مورد درمان سیگار هم صدق می کند بعنوان مثال شخص مصرف کننده ایی که می گوید اعتیاد درمان ندارد آیا این موضوع برای ما قابل قبول است؟زمانی که فردی می تواند امری را به تحقق برساند بطور مسلم همه می توانند.

حرف پایانی شما؟

حرف آخرم را باید در ابتدا می گفتم و آن هم تشکر از خداوند مهربان که زندگی دوباره ای به من و خانواده ام داد و مرا با کنگره آشنا کرد.تشکر از جناب مهندس دژاکام و تمامی خدمتگزارن کنگره60،و اینکه هرچه از حضورم در کنگره می گذرد متوجه ندانسته هایم می شوم و در حال آموزش هستم و از زندگی نهایت لذت را می برم.

  کاری از مسافر امیررضایی

 


برچسب ها: کنگره60 ، درمان ، گفتگو ،
آخرین ویرایش: پنجشنبه 5 شهریور 1394 11:02 ب.ظ

 
سه شنبه 11 اردیبهشت 1397 01:49 ب.ظ
I visited multiple blogs except the audio feature for audio songs current at this web site is
truly fabulous.
شنبه 18 شهریور 1396 03:04 ب.ظ
hello!,I love your writing so a lot! share we be in contact more
about your article on AOL? I need an expert on this space to resolve my problem.
Maybe that is you! Taking a look forward to peer you.
پنجشنبه 24 فروردین 1396 06:43 ب.ظ
Hello there, just became aware of your blog through Google, and
found that it is really informative. I am going to watch out
for brussels. I will appreciate if you continue this in future.
A lot of people will be benefited from your writing.
Cheers!
سه شنبه 15 فروردین 1396 04:39 ق.ظ
Hurrah, that's what I was looking for, what a material! existing here at this website, thanks admin of this web site.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر